نشست خبري وكيل امام موسي صدر، شبلي ملاط، با خبرنگاران ايراني، به صورت ويديو كنفرانس، عصر روز سه شنبه 30 آذرماه در دفتر موسسه امام موسي صدر برگزار شد.
به گزارش تابناك در ابتداي اين نشست خبري، حورا صدر، دختر امام موسي صدر و مدير موسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر، توضيحاتي را درباره روند پرونده مطرح كرد و پس از آن خبرنگاران سئوالات خود را از ملاط پرسيدند. مشروح اين نشست خبري را ميتوانيد در ادامه بخوانيد.
چه تضميني براي اجرايي شدن احكام دادگاه در مورد قذافي وجود دارد؟
يك كيفرخواست و يك حكم بازداشت براي قذافي وهمدستانش در ربودن امام موسي صدر و همراهانش صادر شده است كه در خود لبنان ضمانت اجرايي دارد، ولي طبيعتا در ساير نقاط دنيا ندارد. اما دادگاهي در ماه اسفند برگزار خواهد شد كه در آن نتايج تحقيقات دادستان لبنان درباره ربودن امام موسي صدر ارايه ميشود. منتهي هدف ما اين است كه مسئله را به صورت وسيعتر و جهانيتر پيگيري كنيم.
چرا پيگيريها در دادگاههاي بينالمللي تا كنون به تعويق افتاده است؟
پيگيرهاي بينالمللي در همه جا با تاخير صورت ميگيرد اما اگر بخواهم پاسخي به شما بدهم بايد به اين نكته اشاره كنم كه صدور حكم عليه مقامات رسمي كاري پيچيده و نيازمند وقت است. قسمت دوم سختي هايي كه در اين راه وجود دارد به كشورهايي مربوط مي شود كه امام موسي صدر در آنجا فرد خاصي هستند. در لبنان و در جمهوري اسلامي ايران موضعگيري ها در سطح مطلوبي نبوده است كه منجر به اقدامي عليه قذافي شود. البته در لبنان در بيانيه وزارتي دولت، پيگيري مسأله ربودن امام ودو همراهش را يكي از وظايف اصلي دولت شمرده است و مسئله در دستگاه قضايي در حال رسيدگي است و دادگاه به جاي خوبي رسيده است . در ايران هم يك كار بسيار بسيار خوبي توسط كمسييون اصل نودمجلس شوراي اسلامي صورت گرفته است كه مدارك واحكام وتحقيقات درباره ربودن امام موسي صدر را به تفصيل آورده است.اما هنوز اين اقدامات كافي نيست.
خبرنگار شبستان: تمرد قذافي از اين احكام، چه تبعاتي براي او دارد؟
از لحاظ قانوني در لبنان قذافي يك فراري است و تحت تعقيب است. وقتي نشست سران عربي در لبنان برگزار شد، قذافي از ترس پيگيريهاي قانوني حتي قبل از صدور حكم بازداشتش از آمدن به لبنان خودداري كرد و يا هنگام ورودش به نيويورك با اعتراض گسترده ايرانيها، لبنانيها واعرابي روبرو شد كه خيلي واضح خواستار بازداشت قذافي بودند و اين اعتراضها در روزنامه نيويورك تايمز نيز انعكاس يافت و مورد توجه قرار گرفت.اين روزنامه يك صفحه خود را به مقاله اي اختصاص داده بود كه خواستار بازداشت قذافي است.
قذافي نگرانيهايش را از راههاي مختلفي نشان ميدهد و روشهاي مختلفي را براي كنترل اوضاع دنبال ميكند.
او دو روش دارد، يكي ترغيب و ديگري تهديد، او از يك سو پيشنهادهاي مالي سنگيني به خانواده هاي امام موسي صدر و دو همراه ديگرش ميدهد. از آن سوي ديگر هم اعضاي خانواده وافراد درگير در پرونده مانند خود من را با ارسال فاكسهاي تهديد آميز و مانند اينها تهديد ميكند.
همچنين بايد به تلاشهاي سفير ليبي در تهران اشاره كنم كه نشان مي دهد ليبي تلاش بسياري ميكند تا مواضع تندي از سوي ايران در اين راستا اتخاذ نشود.
راديو الرساله: چگونه اين آدمربايي به عنوان اقدام عليه امنيتي ملي در دادگاه لبنان مطرح شد؟
دادگاه به اين موضوع نپرداخته است، دولت لبنان است كه در ابتداي مسأله ربودن امام ودو همراهش آقاي شيخ محمد يعقوب وسيد عباس بدر الدين اين ربايش را اقدام عليه امنيت ملي لبنان دانست ورييس جمهور لبنان حكمي به اين مضمون داد.
اما خود جنايت آدمربايي و ناپديدشدن اجباري يك جنايت است و در قوانين بينالمللي اين جرم مضاعف ميشود. در تمامي دنيا اين مسائل عرف است و به همين دليل به يك قضيه فراتر از لبنان تبديل شد.
بيانيه وزارتي لبنان هم اين مسئله را از نقطهنظر امنيت ملي لبنان حايز اميت ساخت. مسئله ديگر هم اينكه طرف قضايي بررسي كننده اين پرونده،در لبنان "المجلس العدلي" است كه عاليترين مرجع قضايي لبنان است.
خبرآنلاين: دولت ايران بايد چه بكند و چه انتظاري از آن است تا به روند پرونده كمك كند؟
ميخواهم صريح سخن بگويم. امام موسي صدر تابعيت ايراني دارد و در ايران داراي حقوقي به عنوان شهروند ايراني است. كلا دولت ايران از زمان حكومت شاه در اين قضيه مقصر بود و دولتهاي بعد از انقلاب هم با اين قضيه خوب برخورد نكردند. الان ده سال است كه پيگيريهاي قضايي در حال انجام گرفتن است. انتظار ما از دولت ايران بعد از اين ده سال تلاش در مراجع قضايي اين است كه بيانيه دولت لبنان واحكام قضايي را مورد توجه قرار دهد. البته براي اين كار راه هاي زيادي براي ايران وجود دارد. مثلا در حالي كه خود قذافي سابقاً در يكي از سخنراني هاي اعتراف كرده و گفته است كه امام موسي صدر در ليبي ناپديد شده است ، امسال سفير ليبي در يادداشتي كه براي دو روزنامه در تهران فرستاد دروغهاي بسياري را تكرار كرده است كه شايسته است وزارت امور خارجه ايران در اين زمينه او را احضار كند و از او توضيح بخواهد. يادمان باشد كه مجلس ايران در گزارشي مفصل تمام ادعاهاي قذافي را رد كرده است.
ابرار: آخرين وضعيت پرونده چگونه است؟
ما وكيل خانواده اي خوشنام و معروف هستيم كه سابقه تاريخي و اجتماعي بسيار پرافتخاري دارند. از بدو پيدايش اين مسئله دو عنصر بايد مورد توجه قرار گيرند. حقيقت و ومكافات. اول اينكه حقيقت كاملا آشكار است و نزد قذافي است. اين حقيقت را ميتواند با قوت و قدرت قانون آشكار شود. اميدوارم فشار بر قذافي افزايش يابد و بتوان او را دستگير ومكافات كرد.
اخيرا سياستمداران ايراني نزديك به ليبي از پيشنهاد قذافي مبني بر تشكيل كميته اي با حضور خانواده امام، ايران، سوريه، لبنان و ليبي واين كميته مسئله را بررسي كند. موضع وكيل خانواده نسبت به اين پيشنهاد چيست؟
در ابتدا بايد بگويم يك حكم قضايي روشن در لبنان صادر شده كه نتيجه تلاش بيست ساله بوده است. بنابراين تشكيل كميته پيشنهادي قذافي بيمعني است آن هم زماني كه چنين حكمي صادر شده است، اين پيشنهاد قذافي نميتواند معنيدار و مهم باشد. بهتر است قذافي به جاي وقتكشي امام و دو همراهش را آزاد كند و اگر نخواهد به اين مسئله توجه كند
ما در سطح ايراني،لبناني و جهاني پيگير اين قضيه خواهيم بود.
قبلا هم قذافي به دادگاه احضار شده بود كه حضور پيدا نكرد و بعد پيگيريها باعث درخواست حكم اعدام شد. خبر جديد محاكمه قذافي به چه معني است؟ يك روند جديد است؟ در رابطه با پيگيري بحث اعدام است يا بحث ديگري است؟ سوال دوم اينكه چرا تا الان پرونده امام در دادگاههاي بينالمللي مانند دادگاه لاهه مطرح نشده است؟
گام اساسي كه الان در شرف آن هستيم، دادگاه علني شخص قذافي است. اگر اين كار صورت بگيرد مسائل علني ميشود و همه چيز آشكار ميشود و اين از نظر ما مهمترين گام است. علني شدن قضيه در راستاي اجراي حكم داداگاه لبنان است. در پاسخ به سوال دوم، ما اقدامات ديگري هم داريم و آن نزد دادگاههاي كشورهاي ديگر است مانند فرانسه يا هر كشور ديگري كه قرار است قذافي به آنجا سفر كند. پيگيري قضايي ميشود كه بر قذافي فشار قضايي وارد شود. در اين راستا هم حركت خواهيم كرد. راههاي ديگري هم وجود دارد، اما نيازمند تحرك از سوي دولتهاست. مثلا دولت لبنان ميتواند در شوراي امنيت دست به اقداماتي بزند اما نيازمند تاييد تعداد زيادي از كشورهاست تا مسئله از طريق شوراي امنيت پيگيري شود. البته در عرصه سازمان ملل اين كار امكانپذير است. من فكر ميكنم بهترين راه شوراي امنيت است. همچنين پيگيري مسئله در سازمانهاي تابعه سازمان ملل، در ژنو يا كشورهاي ديگر. آنچه كه در رابطه با فعاليتهاي اين سازمانها مهم است اجراي حكم دادگاه لبنان در اين سازمانهاست، مسئلهاي كه مدنظر ماست.
چرا شما اين پرونده را قبول كرديد و مشكلات و موانعي كه در پيگيري اين پرونده تا الان داشتهاند چه بوده است؟
من هم مانند ساير وكلا اين كار را پذيرفتم و افتخار هم ميكنم. اين كار در مقوله حقوق بشر و حقوق انساني است. هر چند در ابتداي كار و حتي اكنون من مردد هستم كه مبادا نتوانم اين كار را به نحو احسن انجام دهم و بعد از چندسال حس كردم من توامنديهاي متواضعانهاي دارم و شايد بتوانم. بهرحال اين كار را به اين دليل پذيرفتم كه خانواده ايشان شخصيت برجسته ومحترمي هستند و مسئله ايشان يك مسئله بسيار مهم از نظر حقوق انسان است، به همين خاطر من پذيرفتم و خوشبختانه ما به نتايج خوبي رسيديم. مهمترين نتيجه در حال حاضر ترس و نگراني قذافي از پيگيريهاي ما و نتايجي است كه تا الان به دست آوردهايم. مسئله امام موسي صدر مسئله يك شخص نيست، مسئله يك امت است. ايشان يك امت بود. در اين راه ما مشكلات زيادي داريم. اولين مشكل خود مقامات هستند كه اين مشكل در تمام كشورها وجود دارد. مقامات و مسئولان باعث شدهاند ما نتوانيم در اين مسئله به سطح مطلوب برسيم. همانطور كه ميدانيد امام موسي صدر يك شخصيت بسيار برجسته است. شخصيت مذهبي، فكري و اسلامي در يك جهان واقعا آشفته و بسيار مضطرب. ما ميبينيم نوع تعاملي كه با اين مسئله مي شود نامطلوب است.
خلاصه حرفم عدالت است، تا زماني كه عدالت در خاورميانه وجود ندارد ما اين مشكلات را خواهيم داشت. تا زماني كه عدالت به منطقه بازنگردد ما شاهد آرامش و حل شدن اين مشكلات در منطقه نخواهيم بود. اين مسئله از روي تصادف نيست كه امروز قذافي قديميترين ديكتاتور منطقه است.
علاقمندان امام صدر در ايران و لبنان چه نقش و تاثيري مي توانند در پيگيري سرنوشت ايشان، بويژه پرونده قضايي داشته باشند؟
راههاي مختلفي وجود دارد. اين قضيه بايد در اولويت فعاليتهاي رسمي و دولتي قرار بگيرد و همين بيانيه دولت لبنان يك پديده بسيار مثبت و خوبي است كه بايد به عنوان اساس و پايهاي قرار بگيرد براي پيشبرد پرونده. بايد بصورت روزمره پيگيريها و فشار بر قذافي ادامه پيدا كند.
ان جي او هاي حقوق بشري چه نقشي ميتوانند داشته باشند و چطور ميشود فعالشان كرد؟
رسانهها، مطبوعات و خود دولتها نقش مهمي دارند. شجاعت كافي لازم است. اين ارگانها ميتوانند واقعا نقش خوبي داشته باشند كه سازمانهاي حقوق بشر را وادار كنند كه وظيفهشان در اين راستا انجام دهند. بخصوص كه ما توانستيم حمايت خيلي خوبي از سازمان عفو بينالملل و سازمان ديده بان حقوق بشر دريافت كنيم. البته اين ابتداي كار است، سرآغاز است و پايان راه نيست و ادامه دارد. فكر ميكنم سازمانهايي كه در كشورهاي مختلف وجود دارد ميتوانند در اين زمينه دست به اقداماتي بزنند. بخصوص كشورهاي غربي وقتي ببينند كشورهاي شرقي حقي دارند و پيگير آن هستند، آنها هم پيگير آن ميشوند و اين سازمانها ميتوانند اين مسئله را در دستور كارشان قرار بدهند و پيگير آن شوند. فكر ميكنم اين مسئله بايد پيگيري زيادي داشته باشد و ما بايد اين سازمانها را ترغيب كنيم تا در اين راستا حركت كنند.
مصاديقي براي نقش سازمانها و علاقمندان براي پيگيري سرنوشت امام ذكر كنيد.
البته انجام اين كارها بسيار مشكل است، بويژه آنكه كشورهاي غربي اهميتي براي حقوق بشر در كشورهاي شرقي قائل نيستند. ولي براي مثال ميتوانم به مسئله دادگاه ترور حريري اشاره كنم كه ملت لبنان در خيابانها ايستادند و خواستار حقيقت شدند و شوراي امنيت و سازمانهاي بينالمللي هم پذيرفتند و دادگاهي هم تشكيل شد البته با صرفنظر از اشكالات سياسي كه در اين كار هست. در هرحال مردم لبنان ايستادند و حقيقت را خواستند و به نتيجه رسيدند. من فكر ميكنم امكان تكرار اين حركتها وجود دارد. مثال دوم، مسئله خود امام موسي صدر است. همانطور كه گفتم سازمانهاي حقوق بشر در اين زمينه نقش فعالي دارند و واقعا در حال انجام كارهايي هستند. مشكلاتي كه قذافي در سفر نيويورك با آن روبرو شد و تظاهرات معترضان به او و اينكه ميبينيم بزرگترين روزنامه آمريكايي در يك صفحه كامل خواستار دستگيري قذافي شد و اين نشان ميدهد كه تا چه اندازه اين مسئله توانسته است در يك جامعه غربي نفوذ و گسترش پيدا كند.
در ايران كساني بودند كه با قذافي رابطه داشتند و هنوز هم هستند. آيا از آنان در اين پرونده اطلاعاتي گرفته شده است و سراغ اين افراد رفتهايد؟
من در جريان جزئيات اين كار نيستم وچيزي در اين زمينه نديدم. اما به نظر من افرادي كه با قذافي داد و ستد و ارتباط دارند ، خودشان هم كاملا آگاه هستند و نميتوانند اين سوال را از قذافي بپرسند و جواب قذافي را ميدانند و ميدانند او بسيار خشمگين و عصباني خواهد شد و فكر نميكنم هرگز اين مسئله را مطرح كنند.
در پايان از شما سپاسگزارم وبايد بگويم كه به فعاليتهايي كه در ايران انجام ميشود بسيار اميدوارم.